اشعار شهادت امام جواد علیه السلام
تاریخ انتشار : مرداد ۱۱, ۱۳۹۸ ۲:۲۵ ب.ظ
 
ز همان روز ولادت قلبِ مضطر داشتی بین چشمت چشمه‌ای از حوضِ کوثر داشتی مشت را بر خاک، می‌کوبیدی و می‌سوختی هر زمان که روضه‌ی جانسوزِ مادر داشتی
 اشعار شهادت امام جواد علیه السلام
"کوثر ورامین" - -

⚫️ یا جوادالائمه (ع) …

از همان روز ولادت قلبِ مضطر داشتی
بین چشمت چشمه‌ای از حوضِ کوثر داشتی

مشت را بر خاک، می‌کوبیدی و می‌سوختی
هر زمان که روضه‌ی جانسوزِ مادر داشتی

در سرت رویای روزِ انتقامی سخت بود
محشری سوزان به ذهنت قبلِ محشر داشتی

روزگارت می‌گذشت و غصه‌هایت کم نشد
بر دلت غم روی غم‌های مکرر داشتی

بین شهری که پر از دشمن پر از خونخوار بود
لااقل در خانه‌ات ای کاش، سنگر داشتی

خانه آزادی‌ست؛ وقتی شهر، زندان می‌شود
تو ولی در خانه زندانبانِ دیگر داشتی

روی خاکِ حجره‌ات مظلوم، گیر آوردنت
در کنارت کاش، خواهر یا برادر داشتی

همسرت می‌ریخت، روی خاکِ حجره آب را
لحظه‌ای که جای لب‌ها دیده‌‌ای تر داشتی

تشنه جان دادی دم آخر شبیه جدّ خود
مثل او آیا به حنجر زخمِ خنجر داشتی ؟!

قتلگاهت خانه‌ات شد؛ همسرت هم قاتلت
حجره شد گودالت اما باز هم سر داشتی !

رضا_قاسمی

مرثیه امام جواد

همسری نامهربان ، بال و پرم را زخم‌ کرد
طعنه هایِ بی حسابش،شهپرم را زخم‌ کرد

«العطش»گفتم که یک جرعه رسد آبِ حیات
این تقلّا ها ، تمامِ پیکرم را زخم‌ کرد

حال و روزم‌ را نظاره کرد زهرایِ بتول
دیدنِ من، قلبِ زهرا مادرم را زخم‌ کرد

رویتِ ماهِ کبودی که ملاقات آمده..
عاقبت هم پلک و هم چشمِ ترم را زخم‌ کرد

می برند این جسمِ زارم‌ را به سویِ پشت بام
پلّه هایِ تیزِ این خانه ، سرم را زخم‌ کرد

چون عمویم«مجتبی» خیلی غریبم شیعیان
خاطراتِ بینوایی، دفترم را زخم‌ کرد

با لبِ تشنه چنان جدّم حسین جان می دهم
تشنگی بدجور کلِّ حنجرم را زخم‌ کرد

شاعر:محسن راحت حق

کد مطلب: 2137