در مدح حضرت علی اکبر علیه السلام
تاریخ انتشار : فروردین ۲۷, ۱۳۹۸ ۴:۳۶ ب.ظ
 
دِلـبری آمده ای دل بِبَـری با نَظَـرین وه یِ فاطمه ای نورِ دو چشمِ پدری دشمن وُ دوست همه مُتَّفِقُ القول شدند که تو شایسته تری از همگان خوب تری مثلِ جَـدَّت عـلیِ عـالی اعـلایی وُ…. نَتَـوان گفت خدایی تو علی یا بَشَری
 در مدح حضرت علی اکبر علیه السلام
"کوثر ورامین" - -

شعر برگزیده حسین ایمانی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)

دِلـبری آمده ای دل بِبَـری با نَظَـرین

وه یِ فاطمه ای نورِ دو چشمِ پدری

دشمن وُ دوست همه مُتَّفِقُ القول شدند
که تو شایسته تری از همگان خوب تری

مثلِ جَـدَّت عـلیِ عـالی اعـلایی وُ….
نَتَـوان گفت خدایی تو علی یا بَشَری

رَجَـزَت مثـلِ علـمدارِ حـرم طوفانی
فصـلِ یادآوریِ قصّه یِ شَـقَّ القَـمَری

با اذانَت دلِ اربابِ وفـا را بُـردی
هر نَفس ریخته از لَعلِ تو دُرُّ و گوهری

قَسَمی می خورم وُ می شکنم قافیه را
به خـداییِ خـدا آمـده احـمـد دنیا

خُلق وُ خویِ نَبی وُ بویِ علی یعنی این
صاحبِ قـدرتِ بازویِ عـلی یعنی این

پسرِ اَرشدِ اربابِ کَـرَم در معـنا
مالکِ تیـغِ دو اَبرویِ علی یعنی این

حسنی صورت وُ سیـرت علـوی آوازه
وَ هُوَ الحقُّ و هُوَ الهُویِ علی یعنی این

اوّلیـن برگه یِ معراجِ بنی هاشمیون
اوّلیـن زائرِ بانویِ علـی یعـنی این

چه کسی مدّعی عاشقی شیرِ خداست
گِرِه خورده به سرِ مویِ علی یعنی این

جُز علیّـاً ولی الله تمـامیِ علـیست
علی اکبر نوه یِ اَرشد وُ نامی علیست

به تنِ خـود زِرِه وُ خـوُودِ پیمـبر دارد
نَفَسَش عطر وُ بویِ سوره یِ کوثر دارد

این رسول است که از خیمه می آید بیرون
رویِ لب ذکـرِ مدد حیـدرِ صَـفدر دارد

همه یِ عرشِ خدا دور وُ بَرِ شهـزاده
چِقَـدَر این نوه یِ فاطمه نوکـر دارد

یک تنه ریخت بِه هَم کاخِ یهودی ها را
خیبَـر از جا بِکَـنَد دستی اگر بَردارد

خوش به حالِ پدر وُ مادرِ من چون پسری…
نذریِ روضه یِ شاه وُ عـلی اکبر دارد

از همان روزِ اَزَل حیـدری اَم وَاللّههِ
تا نَفَس دارم علی اکبـری اَم وَاللّههِ

پیشِ پاهایِ ضریحِ تو نشستم ارباب
سائلم سائلِ تو سائلِ خـود را دریاب

بی تو هر روز شود زندگی اَم تیره وُ تار
با تو شَبهایِ من وُ خانه یِ قلبَم مهتاب

نَکُنَد یک نَفس از صحنِ شما دور شوم
تشنه اَم تشنه یِ روضه نَکُنیدَم سیراب

می رسد نیمه یِ شعبان وُ دلم می گیرد
طاقِ نصرت زَده اَم رفته دلم تا سرداب

بهترین ذکـرِ شبِ نیمه یِ ماهم این است
اَلسَّلام اِی لبِ خشکیده یِ ارباب وُ رباب

باز هم ذکـرِ حسیـن ابنِ عـلی وُ ندبه
تکیـه کُـن منتَـقمِ شاهِ کَـرَم بر کـعبه

 

کد مطلب: 2042